تاریخ گزیده

آرشیو محمد نیازی

تاریخ گزیده

آرشیو محمد نیازی

بسم الله الرحمن الرحیم.
در این درگاه مجازی، گزیده‌ای از تاملات و مکتوبات «محمد نیازی» دانش پژوه «تاریخ و علوم اجتماعی» را می خوانید.

پیوندهای روزانه

پیوندها

۱۴ مطلب با موضوع «علوم اجتماعی» ثبت شده است

این یادداشت را در نقد مقاله پایان روایت رسمی (تالیف سید مرتضی هاشمی مدنی) در تحلیل اجتماعی وقایع فتنه 88 برای مجله راه نوشتم. 

 

لطفا صورت مسئله راعوض نکنید

یادداشت زیر بیشترازآن که محلی باشد برای نقدمقاله پایان روایت رسمی، طرح سوالاتی ست از نویسنده محترم ویادآوری این نکته که بسیاری ازواقعیاتی را که ایشان مبنای توصیف خود قرار داده اند حاصل آمده ازتعمیم های ناقص یا برداشت های غلط ایشان می باشد.

نکته اولی که باید به آن قبل از ورود به جزئیات مقاله توجه شود دقت در دستگاه مفهومی ست که مقاله در آن قالب ارائه شده است با کمی تدقیق درآنچه تحت عنوان " تناقض ایرانی " مطرح شده است در می یابیم که این مسئله در واقع روایتی ست جدید از همان نظریه معروف جامعه شناسان و متفکران غربی درباره سازه های رفتاری ایرانیان یعنی همان نظریه" استبداد ایرانی". اگر واضح تر بخواهیم بگوییم تناقض ایرانی به بررسی نتایج اجتماعی - سیاسی حاصل از نظریه استبداد می پردازد. بی آنکه بخواهم ذهن خوانی کرده باشم یا برچسب بزنم تنها اعتقاد به تداوم استبداد سیاسی ست که مارا به نتیجه ی چون تناقض در رفتار مردم یک کشور رهنما می سازد ودرواقع یکی از نتایج منطقی آن به شمار می رود .(اشاره های جا به جا به جامعه ی استبدادی ،یادآوری آثار ارول)

همان طورکه می دانیم سالهاست توسط نظریه پردازان غربی و بعضا" ایرانی این گونه تبلیغ می شود که به دلیل تداوم حکومت های استبدادی و رسوخ استبداد درمیان ارکان جامعه ایرانی فرهنگی تحت عنوان "خودی" و"غیرخودی" شکل گرفته است. خودی ها همان کسانی ها هستندکه یا درراس حکومت اند یا نزدیک به آن ، پس به طبع آن دارای منافع ، تصمیمات، وتفسیرهای مشترک هستند وبه بقیه جامعه (غیرخودی ها) اجازه ظهور وبروز در عرصه سیاسی اجتماعی را نمی دهند. در مقابل غیرخودی ها کسانی هستند که از قدرت دور مانده اند و در مقابل نظرات حکومت موضع دارند .هرچند که نمی توانند آن را بیان کنند، تداوم این فرهنگ باعث شده توده جامعه که در دسته غیر خودی ها جای می گیرند تفسیرها و روایات حکومت را از وقایع نپذیرند واگر مجبور به پذیرش شوند این پذیرش جز تحت لوای زور واراده سیاسی- نظامی صورت نگیرد ،چنین جامعه ایی همیشه از تزاحم ها و تضادهای درونی رنج می برد واگرهم روزی بتواند براین تضادها فایق آید وبه وحدت برسد(به قول نویسنده مقاله) جزاز طریق قرار گرفتن در سایه ی انحصاری کلان روایت حکومتی ممکن نخواهد بود . در چنین جامعه ی هیچ صدایی جز صدای حکومت رسمی شنیده نمی شود یا اگر شنیده شود بازتاب نخواهد یافت در اینجا نمی خواهم به نقد نظریه استبداد ونتایج حاصل از آن بپردازم که البته درجای خود انتقادات پرشماری به آن وارد است . اما آیا تطابق این نظریه با شرایط روز ایران بعد ازانقلاب ناسازوناهمگون نیست ؟

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۸ ، ۱۶:۳۲
محمد نیازی

 

تاملاتی در باره نحوة عمل علم جدید با نگاهی به تولد روان‏ شناسی در کتاب «تاریخ جنون»

«جنون به مثابه بیماری در حیطة جسم جای داده شد و آن‏چه به بی‏خردی و استعلای گفتار آن تعلق داشت، در قلمرو روان قرار گرفت. دقیقاً در همین زمان بود که روان‏ شناسی تولد یافت. پیدایش روان‏شناسی به منزلة توجه به حقیقت جنون نبود، بلکه نشانة آن بود که جنون دیگر از حقیقتش که همان بی‏ خردی است جداشده و از آن پس هیچ نیست جز پدیده‏ای آشفته و بی‏ معنا در پهنة بیکران طبیعت، معمایی که حقیقت دیگری ندارد جز آن‏چه آن را فروکاهد.»

تاریخ جنون، میشل فوکو، ترجمه فاطمه ولیانی، تهران: نشر هرمس، 1388، چاپ هفتم، صفحة 186

نکته‏ ای که با استفاده از تحقیقات و اشارات فوکو دربارة جنون و تولد روان‏شناسی می‏ توان به آن اشاره کرد. معنازدایی علم مدرن از هستی و کائنات (جهان طبیعی و اجتماعی) است. علم مدرن برای بسط خود در دنیا، یک‏بار معنای روشن و خیره کنندة حقیقت هستی را از آن سلب کرد و آن را به واقعیت (طبیعت بی‏ جان و کور، جامعه بدوی یا در حال تکامل و ... ) تبدیل نمود و سپس در سایه این سلب، ایجاب خویش برای خلق معنایی جدید برای آن آغاز  کرد.

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۸ ، ۱۶:۰۶
محمد نیازی

 

 اندیشه جدید و دنیای در حال تغییر

    اندیشه مدرن در قرن 19 میلادی، پس از عبور از عصر نوزایی و روشنگری و با فیلسوفانی چون دکارت و کانت به تثبیت می ‏رسد و در سپهر تفکر خود را بی رقیب می ‏بیند. این اندیشه که در نظر فیلسوفان، دوران نوجوانی و بلوغ خود را سپری کرده است و حتی زمینه ‏های انحطاط و نقد آن در آثار متفکرینی چون نیچه دیده می‏شود، در عالم واقع و یا به عبارت دقیق‏تر عرصه مناسبات روزمره نتوانسته به طور کامل تعیین یابد. این همان دوره‌ی تاریخی‌ ای است که علوم اجتماعی در حال شکل‏ گیری است، «دورهای است که جوامع اروپایی دچار تحولات خیلی بنیادین شده‏ اند که چند قرن در جریان بوده است. ابتدا جریان رنسانس و سپس تحولاتی که تحت عنوان بحران فئودالیسم مطرح می شود و مباحثی که مارکس و بعداً در پیروی از او خیلی های دیگر از منظر نقد اقتصاد سیاسی مطرح کرده اند. بعد از رنسانس یک دوره تاریخی داریم که در آنجا جریانات مختلفی روی هم می نشینند»(توفیق،1:1388). در این دوران پاره‏ های نظم کهن و سنتی در سرتاسر اروپای غربی و انگلستان و نیز امریکا با بنیادهای پیش‏رونده نظم نوین در منازعه هستند و هنوز نمی ‏توان یک نظم منسجم را مشاهده کرد. نمونه‏ های بارز این عدم استقرار و یکپارچگی را در نظام سیاسی فرانسه و جمهوری سوم، و درگیری بین محافظه‏ کاران و لیبرال‏ ها برسر مسائلی چون محاکمه دریفوس افسر یهودی که به جاسوسی متهم شده بود و یا بحث بر سر چگونگی نظام آموزشی نوین و جدایی آن از آموزش‏ های کلیسایی و ترویج ارزش‏های آزادی‏خواهانه و فرد‏گرایانه در مدارس، به خوبی مشهود است. با وجود همه‏ی این تعارضات و بعضاً تناقضات، اجتماعات و روابط مدنی و سیاسی جدیدی در جامعه غربی به ویژه فرانسه شکل‏ گرفته و حتی توسعه‏ قاره ‏ای و حتی جهانی می ‏یابد، که از آن جمله می‏ توان تاسیس نهادهای مدنی و صنفی و اعطای آزادی‏ های سیاسی را برشمرد.

    پس از استیلای اندیشه‏  مدرن شیوه‏ایی از روابط و تعاملات و اجتماعات انسانی در اخلاق، اقتصاد، سیاست، آموزش در قالب مفهوم جدیدی به نام «جامعه» (society ) شکل می‏ گیرد. سوال عمده و محوری متفکران این قرن (البته آن دست ه‏ایی از ایشان که نسبت به اندیشه مدرن و بنیان‏ ها و افق‏ های آن خوش بین بودند) این بود که جامعه و  نظم جدید چگونه محقق شده و اساس آن چیست؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۸ ، ۰۳:۵۷
محمد نیازی

 

"یکی از اهداف مهم انقلاب فرهنگی، ایجاد دگرگونی اساسی در دروس علوم انسانی دانشگاه ها بوده است و این امر، مستلزم بازنگری منابع درسی موجود و تدوین منابع مبنایی و علمی معتبر و مستند با درنظرگرفتن دیدگاه اسلامی در مبانی و مسائل این علوم است."

عبارات فوق مطلع «سخن سمت» است، که در قریب به اتفاق آثار منتشر شده این انتشارات آمده است. همان‏ طور که از این متن و نیز از کار ویژه‏ ای که برای سازمان سمت تعریف شده است برمی ‏‏آید، در طرح تحول علوم انسانی و برپایی دانشگاه اسلامی، تولید محتوا و متون مناسب برای تدریس در مراکز آموزش عالی از اهمیت فوق العاده‏ ای برخوردار است. در این نوشتار با بررسی اجمالی عناوین منتشر شده توسط گروه علوم اجتماعی سمت سعی خواهیم کرد، موفقیت یا عدم موفقیت و ایضاً رویکرد کلی این انتشارات در حوزه علوم اجتماعی را مورد نقد و بررسی قرار دهیم.

به جرات و حتی بدون بازبینی دقیق همه‏ محتواهای تولید شده، می‏ توان گفت که انتشارات سمت در حوزه علوم اجتماعی نه تنها در جهت تدوین منابع برای تحول در علوم اجتماعی متعارف جامعه آکادمیک ایران و ایجاد مبناهایی برای علم اجتماعی بومی یا اسلامی گامی برنداشته است،  بلکه با  سیاست های غلط خود در ترجمه و تالیف آثار، باعث تثبیت فضای متصلب و ناکارآمد  فعلی نیز شده است. در همین راستا و با عنایت به عناوین منتشره می‏توان رویکرد های سمت را در حوزه علوم اجتماعی در محورهای زیر مورد انتقاد قرار داد:

منتشر شده در ماهنامه سوره اندیشه،  (2 صفحه - از 59 تا 60)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۸ ، ۰۳:۳۱
محمد نیازی